Tuesday, March 20, 2007

لبخند

ابر: دوربین
رعد و برق: فلاش
باران: داروی ظهور
و دل من هم: قاب
حالا آقایی که شیشه ی ماشین ها را پاک می کنید لطفآ برای لحظه ای لبخند بزن. می گویند نوروز است، یادگاری می ماند. یادمان می ماند. راستی دخترت تمام چشم های حسود سر چهارراه را ترکانده، منتظرت است.
سال خوبی داشته باشی آقا.

2 comments:

دیوانه said...

اینجا وبلاگ شماست و تحت اختیار شما، اگه دوست داری پاک کن و دوست نداری هم که باشه، من از هیچکدومش ناراحت نمیش، اما با بودنش خوشحالترم
اونایی که پاک شد، به نظر من حقیر، چیزی برای گفتن نداشت
اما اینجا واقعا جالبه
خوب می نویسی شما
با نظرت درباره پاییز موافقم
منم شما رو لینک میکنم
اون بار میخواستم این کار و بکنم که به خاطر هوش ضعیفی که یه دیوانه داره، یادم رفت
ببخش
پایدار باشی

Amir said...

azizam baghcheye no mobarak!
dar kenare razeghi ha khosh bashi!